نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۳:٢٤ ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠
سلام به دوستای گل و مهربونم
اول از همه چیز باید از شما معذرت خواهی کنم که این چند روز بی خبر رفتم و دیگه نیومدم



همین الان هم واسه خداحافظی اومدم
همه چی تموم شد بچه ها
دیگه من اون فرشیدی نیستم که همه میگفتن عاشق تر ین آدم دنیام....
همــــــــــــــــــــه چیـــــــــــــــز تموم
همه چیز خوب بود تا اینکه یه نفر اومد خواستگاریه عشقم و خانوادش موافقت کردن......
خیلی سخت بود ...
اما به خاطر خوشبختی اون کشیدم کنار
تنها آرزویی هم که دارم خوشبختیه اونه...
اگه اون خوشبخت باشه من به بزرگترین آرزوم میرسم...
خیلی سخت بود...
واسه هر دوتامون سخت بود...
اما...




D
لحظه سخت رفتنه،هیچی تو قلب من نبود
نگاه آخرین تو،شعر جنونمو سرود
از التهاب بی کسی،پناه آوردم به جنون
زندگی زندونه و بس،وقتی نباشه هم زبون
خواستم فراموشت کنم،اما خیالت نمیذاشت
به غیر دیوونه شدن،راهی جلو پام نگذاشت
دوستای خوبم ببخشید که نتونستم خبرتون کنم واسه آخر ین مطلبم
خداحافظـــــــــــــــــ

تنها کمکی که میتونید به من بکنید اینه که فقط دعام کنید
خداحافظ دوستای خوبم
روزهای خیلی خوبی با شما داشتم
اما قانونه دنیا اینه دیگه


خداحافظـــــــــــــــــــــــــ
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱٢:٠۱ ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩٠
سلام به دوستای گلم

میخوام یه چیز جالب به شما بگم
میدونید چیه؟
اسم عشق من با M شروع نمیشه فقط به خاطر اینکه ناراحت نشه از M استفاده کردم.
حالا اون اجازه داده تا حرف اول اسم خودشو بذارم.
خوب دیگه از این به بعد من دیگه به جای حرف M از حرف D استفاده میکنم.
حالا میخوام این پست رو به عشقم تقدیم کنم.

متن ترانه حالم عوض میشه از شادمهر
حالم عوض میشه،حرف تو که باشه
بی اعتمادم کن به همه دنیا این که با من باش
کنار من تنهــا،کنار من تنهــا،کنار من تنهــا
از اولیـن جمله ات،فهمیــده بــودم زود
عشقهــای قبل از تو،سوء تفاهــم بــود
اونــقدر میخوامــت،همــه باهات بد شــن
با حســرت هر روز از،کنار ما رد شن
حالـم عوض میشـه،حرف تو که باشـه
اسم تــو بارونــه،عطـر تو همراشــه
اون گوشه از قلبم که مال هیچکس نیست
کی با تو آروم شد؟اصلا مشخص نـیست





دوستان عزیزم نظر یادتون نره
F & D 
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٧:٥۳ ب.ظ روز جمعه ٧ امرداد ۱۳٩٠
متن و تصویر عاشقانه



این مطلب تقدیم به عشقم...
که از من خیلی دوره...
اما من فقط به عشق اون زندگی می کنم.



اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست...
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم.

عشق تو سر پناه آخر من است...
و این دوست داشتنت،تنها امید بودن من است...

بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک جمله...
آن هم جمله آخر:خداحافظ زندگی!

بدون تو جایی نیست برای ماندن،
بدون تو باید سفر به آن سوی دنیا کرد...
آری،این کلام حرف آخر من است!!!
بی تو هرگز...

منو تو آغوشت بگیر،آغوش تو مقدسه...
بوسیدنت برای من،تولد یک نفسه...

عشقم همیشه یادت باشه...
آغوشتو به غیر من،به روی هیشکی وا نکن...
منو از این دلخوشیو،آرامشم جدا نکن...!!!

قسم به عشق که تا لحظه ی به تو رسیدن...
حتی لحظه ای آرام و قرار نخواهم داشت،
و همیشه در تلاش خواهم بود تا به آغوش گرم تو برسم.


این حرف آخر من است...
بی تو هرگز...
با تو عمری...



دوستان مهربونم برام دعا کنید که بهش برسم...
آخه من فقط به عشق اون نفس میکشم و زنده ام...



منتظر نظرات قشنگتون هستم

نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٥:٥۳ ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠
باز هم یه پست دیگه که میخوام به عشقم
تقدیم کنم.


به شراب دیدگانت که از آن همیشه مستم ،
گل من تو را نه اکنون ، همه عمر میپرستم.

عشقم اینو بدون:
روزی که دلم در پی ات افتاد
آوار بلا بر سرش افتاد
چون رنج به عشق تو پذیرفت
دیوانه شد و از نفس افتاد
بعد از سپری گشتن ایام
دل بار دگر یاد تو افتاد
از هجر تو بی تاب و توان گشت
عاشق شد و در دام تو افتاد

...
بیا با من دلم تنها ترین است
نگاهت در دلم شور آفرین است
مرا مستی دهد جام لبانت
شراب بوسه ات گیرا ترین است
ز یک دیدار پی بردی به حالم
عجب درمن نگاهت نکته بین است

در دلی ، هرچند دوری از نظر / خوشتر آن روزی که بازایی ز در
با تو ما را خوشترین دیدار باد / هر کجا هستی خدایت یار باد . . .

دوستت دارم به اندازه ستاره های آسمون،
کی میدونه اونا چندتان !؟
فقط خدای مهربون . . .

ز مرگم هیچ نمی ترسم.اگر دنیا سرم ریزد!!!
از این ترسم که بعد از من.گلم را دیگری بوسد...

وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم : هی اون عشق منه!
اما وقتی میبازی کنارت میشینم و میگم : هی من عشق توام.

من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجودت!
و به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا و دیگری تو!
من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو و دیگری خوشبختی تو!
من این دنیا را برای دو چیز می خواهم یکی تو و دیگری با تو...

اگه دیدی تو آسمون هیچ ستاره ای نیست ناراحت نشو...
خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت...

عشقم همیشه یادت باشه:
راز تو اسیر توست ، فقط تا لحظه ای که آن را بر زبان نیاوری و فاش نسازی . اما به محض این که رازت را فاش کنی، از آن پس تو اسیر آن می شوی...

بهترینم 
بوسه ابتکاریست از طبیعت ، برای زمانیکه احساس در کلام نمی گنجد . . . میبوسمت

می ترسم از نبودنت...
و از بودنت بیشتر!!!
نداشتن تو ویرانم میکند...
و داشتنت متوقفم!!!
وقتی نیستی کسی را نمی خواهم.
و وقتی هستی" تو را" می خواهم.
رنگهایم بی تو سیاه است ،و در کنارت خاکستری ام
خداحافظی ات به جنونم می کشاند...
و سلامت به پریشانیم!؟!
بی تو دلتنگم و با تو بی قرار....
بی تو خسته ام و با تو در فرار...
در خیال من بمان ...

می نویسم از قلب مهربانت از آن احساس پاکت
می نویسم از چشمان زیبایت ازنگاه پر از عشقت
با صداقت می نویسم
نخستین عشقم تویی
و با یکدلی می نویسم که با تو
تا اخرین لحظه خواهم ماند
با چشمان خیس می نویسم
که خیلی مهرت در دلم نشسته و با بغض می نویسم
می نویسم از ان حرفهای شیرینت
و آن لحظه ی رویایی که من و تو در آن اشنا شدیم
و شیفته ی قلب های سرخ هم شدیم
آن چه که می نویسم حرف دل است و بس
حرف دل عاشق و بی قرار من
می نویسم و فریاد می زنم
دوستت دارم












دوستان نظر یادتون نره
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٥:۳٤ ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠
I love You
چشمهایت را در چشمهایم خیره کردی و آهسته گفتی
دوستت دارم.
در آن هنگام که در دلم فریاد می زدم من هم
دوستت دارم بیشتر از آن چه که
فکرش را می کنی.

اشکهایم بی اختیار روانه گونه هایم شدند
سرم را آهسته بر روی شانه هایت گذاشتی
موهایم را نوازش کردی
لبانت را بر لبانم نزدیک کردی
و بوسه گرمی از لبانم چیدی ، دستهای سردم را در
دستهای گرم و لطیفت فشار دادی
گفتم... می دانی می خواهم تا خود سپیده صبح در آغوشت باشم
و برای همیشه در کنار هم باشیم....

عطر نفسهایت
را نزدیک نفسهایم احساس کنم
ستاره ها در آسمان چشمک زنان جشن با شکوهی را
آغاز کردند... همه جا تاریک بود
قطرات باران یکی یکی و خیلی آهسته صورتمان را
نوازش می داد
پرنده خوش آوازی بر شاخه درخت نشست

تــو به آسمان نگاهی کردی و من همان طور که در
چشمهایت خیره شده بودم
لبخند زنان فریاد زدم
نــــگاه کن
نـــگاه کن ...! پرندگان زمستانی چگونه در دل من
خود را گرم می کنند

و
ماه نیمه٫ در طراوت روحم٫ نیمه دیگر خود را می جوید
ببین... چگونـــه تـــو را دوســـت دارم
که آفتاب یخ زده در رگ هایم می خزد و در حرارت
خونم پناهی می جوید.
دوستــــت دارم
تا آخرین نفس.




این مطلب رو تقدیم میکنم به کسی که تمام وجودم متعلق به خودشه(
)و قلبم فقط به عشق اون میتپه.

نظر یادتون نره

نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱۱:۳٢ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
عکس های نمونه
برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱۱:۱٩ ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
M & F زیبا
برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید



نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱٢:٤٤ ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠
اطلاعات کلی از بوسه + (عکس)
اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.
بوسه عبارت است از تماس لب با لب یا بدن شخصی دیگر به منظور لذت بردن یا لذت بخشیدن به دیگری . اگر بخواهیم کمی بیشتر در باره بوسه بدانیم شاید بتوانیم به ادیبان بزرگ جهان مراجعه کنیم.
شکسپیر: بوسیدن مهر و امضای عشق است.
مارتیال شاعر روم باستان: بوسه عطری است که از یک گل معطر متصاعد می شود.
بوسه زبان عشق است...!
بوسه ارمغان وهدیه عشق است...!
بوسه بسته بندی عشق است در قالب لب ها...!
بوسه هدیه خداوندی است برای زنده نگاه داشتن عشق...!
هر بوسه ای هدیه ای جدید است از جانب پروردگار و طعمی جدید از عشق و محبت است...!
بوسه بطور مطلق قابل تعریف نیست، زیرا هر بوسه چیزی متفاوت از بوسه قبلی و متفاوت از بوسه بعدی است.

چه کسی قابل بوسیدن است ؟
در یک کلام می توان گفت هر کسی را که دوست دارید ، قابل بوسیدن است و بوسیدن روشی برای ابراز علاقه به کسی است که برایتان دوست داشتنی و عزیز است و در کل بوسه روشی برای صمیمیت بیشتر و در نهایت یکی شدن است.
چرا بوسیدن لذت بخش است؟
و چرا مردم یکدیگر را می بوسند ؟
آیا بوسیدن فقط یک قرارداد بشری است برای ابراز علاقه یا اینکه ریشه در روان انسان دارد ؟
مثلاً آیا میشد که به جای بوسیدن ( تماس لب با بدن فرد مورد علاقه ) مثلاً با تماس دست همین لذت را برد ؟
در یک کلام چرا لب ها برای بوسیدن انتخاب شده ا ند؟
جواب : بوسیدن غیر از اینکه باعث می شود تا لذت طبیعی که ریشه در روان ما دارد ،ببریم ، نوعی احساس صمیمیت نیز ایجاد میکند که به همین دلیل هم شما خواهر یا مادر یا کسانی دیگر از همجنس خود را که می بوسید باز هم لذت میبرید ، با اینکه هیچ گونه قصد لذت جنسی ندارید و در اینجا تنها لذتی که برده می شود ، همان احساس صمیمت و نزدیکی مفرط است و البته در شرایطی که قصد فقط نزدیکی باشد و مثلاً مردی ، شریک جنسی را که دوستش ندارد ، تنها به قصد نزدیکی می بوسد ، باز هم لذت می برد و اینجا لذت فقط جنبه نزدیکی داشته و بهترین و برترین لذت بوسیدن را می توان در بوسیدن معشوقه ای دانست که او را هم دوست دارید ( عاشقش هستید ) و هم قصد نزدیکی با او دارید و در اینجا غیر از لذت که می برید ، احساس یکی شدن با معشوق نیز بر اوج این لذت می افزاید.

بوسه و فواید بوسیدن
بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.
از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که" بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده، تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."
در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.
بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است. اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.

رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.
از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.
اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.
پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.
همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.
بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا
محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی:
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد."
از بین بردن استرس:
یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.
کاهش وزن:
چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.
تاخیر در فرایند پیری:
این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها کاهش پیدا می کند.
ایجاد و افزایش تناسب اندام:
خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.
تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند:
در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بوسه" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.
افزایش اعتماد به نفس:
البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.
نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."
دوستان مهربونم نظر یادتون نره
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٥:٠٢ ب.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
این شعر زیبا و پرمحتوا رو با ارزشترین فرد زندگیم یه روز بهم داد(
)
منم اینجا میذارمش تا به خودش(
)تقدیمش کرده باشم.
ولی حالا یه جایی هستش که به اینترنت و کامپیوتر و اصلا هیچ چیز دیگه ای دسترسی نداره













شب است و نام تو را عارفانه میخوانم
ببین که شعر تو را بی بهانه میخوانم
شب است و مرغ شب و ذکر حمد ایزد پاک
و من که ذکر تو را جاودانه میخوانم
به کلبه دل من عاشقانه کن گذری
که من همیشه تو را عاشقانه میخوانم
جوانه میشکفد در دلم به عشق وصال
و من،دوباره تو را چون جوانه میخوانم
اسیر موج دعایم کسی نمی داند
که زیر موج غزل از کرانه میخوانم
در این غروب غم انگیز،همدم من باش
ببین که شعر تو را بی بهانه میخوانم

نظر یادتون نره دوستان گلم
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱۱:٢٠ ب.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠
آغوش
بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنت رو
از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنت رو
واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست
ساز آشنای قلبت خوش ترین آهنگ دنیاست
منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا
بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا
به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا
بغلم کن تا نمیرم بی تو، تو دستای سرما
مثل دامن فرشته شب ما قدیس و پاکه
حتی ماه به حرمت ما، عاشقونه تر می تابه
بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگیرم
سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگیرم
جز سرانگشتهای گرمت تن من عشقی ندیده
دست بکش رو گونه ی من٬ منو خواب کن تا سپیده
دوستان نظر یادتون نره
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۸:٤٤ ب.ظ روز یکشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٠
دختران جذاب
برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٦:۳۳ ب.ظ روز شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠
عاشقانه ها
برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید



نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٥:٠۸ ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠
دختران چشم بادامی
برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱:۱۸ ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠
دختران زیبا و دوست داشتنی
برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱:٠٥ ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠
اینم چند تا متلک که به دخترهای دماغ عملی میتونید بندازید!
1-خانوم شما بینیتونو ختنه کردید؟
2-خانوم شما دماغتونو مدل خوکی عمل کردید؟
3-خانوم میاید دماغامون عوض کنیم؟
4-اینو صافکاری کرده که بعدا درخت بکاره
5-اینو دماغشو تازه خریده برچسبش و نکنده
6-خانوم کلیه هاتو فروختی دماغتو عمل کردی؟
٧-میبخشید خانوم دماغتونو خر گازگرفته؟
٨-ده بار دیگه دماغت وعمل کنی تازه میشی مثل اِبی
٩-خانوم بینیتون افتاده چسب زدین؟
١٠-خواستی ماشین بخری وانت بخر بینیت و بندازی عقب
نظر یادتون نره
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱٢:٥۱ ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠
متلک به دختر ها
1-خانوم شماره بدم پاره میکنی؟
2- خانوم ببخشید مستقیم از کدوم طرفه
3- خانوم شماره ی کفشمو بدم؟
4- (در برخورد با چنتا دختر زیبا) هنوز فصله هلو نشده
5- (در برخورد با چند تا دختر کم سن) اِ مهد کودک تعطیل شد شما اومدین بیرون.
6- حاج خانومم ماچ خانوم
۷- آهای خانوم کجا کجا
۸- از اون بالا کفتر میاید
۹- آخ چشم ..فدات بشم
۱۰- نازتو بخورم ..شب شام نخورم
11- خانوم شما دو تا سه قلوئید؟
13- این روزها همه به من شماره می دهند شما چطور؟
12- دهات چه خبر؟
14- فدات و بخورم
15- قربونت بچسبم
16- فدات بگردم
17- خودت مگه خواهر مادر نیستی؟
18- خانوم جیگرتو واسم بلوتوث میکنی؟
19- جیگرتو یواشکی بخورم
20- ببخشید شما چقدر شبیه دوست دختره آینده من هستین
21-هندونه بیار قاچ کنم لباتو بیار ماچ کنم (New)
نظر یادتون نره
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱٢:٠٥ ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠
زن های زیبا
برای مشاهده تمامی عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱٠:٥٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠
شوخی با حافظ 
نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس
گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم
گفتم کجا روی تو؟گفت والله خود ندانم
گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی
گفتم چه گونه ای تو گفتا در بند بیخیالی
گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری
گفتا که میسرایم شعر سپیدباری
گفتم زدولت عشق ؟گفتا که کودتا شد
گفتم رقیب پس چی؟گفتا که کله پا شد
گفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟
گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم بگو زخالش؟آن خال آتش افروز
گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز
گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده
گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده
گفتم چرا؟چگونه؟عاقل شدست مجنون؟
گفتا شدید گشته معتاد گرد افیون
گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایش؟
گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم بگو زساقی حالا شدست چه کاره؟
گفتا شدست منشی در دفتر اداره
گفتم بگو ز زاهد آن راهنمای منزل
گفتا به من که بردار دستت را از سر دل
گفتم زساربان گو با کاروان غمها
گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی
گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم که قاصدک کو؟آن باد صبح شرقی ؟
گفتا که جای خود را دادست به فکس برقی
گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره
گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد؟
گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟
گفتم بگو زمشک آهوی دشت زنگی
گفتا که ادکلن شد درشیشه های رنگی
گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی
گفتا آنچه بودست گشته چلو کبابی
گفتم شراب نابی تو دست و پا نداری؟
گفتا به جایش دارم وافور با نگاری
گفتم بلند بوده موی تو آن زمانها
گفتا که حبس بودم از ته زدند آن را
گفتم شما وزندان؟حافظ مارو گرفتی؟
گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی...!
دوستای خوبم نظر یادتون نره
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱:۱٤ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠
اردیبهشت جاودان
زیر پایم،
یک چاله ی آب
پر لبخند من است.
و کمی آن سو تر
در همین شهر و دیار
زیر باران بهار
دوستی دارم
او مرد شب است
مرد نومیدی و مرگ
تن او
خسته ی این زندگی است
لب او
خنده تلخی دارد
چشم او
به لجن های زمین می نگرد
و دستانش
به جز بادام تلخ را نمی بخشد
ودائم، بر زمین و آسمان فریاد می دارد:
"که ای کژ فهم بیچاره
چرا هر روز می باری؟
چرا این قدر ننگ و تیره و تاری؟
چرا لب های ما یخ بسته و سرد است؟
چرا دل های ما گند و پر از درد است؟
چرا آخر مرا زاییدی ای دنیا؟...."
و من با صبح می گویم:
عجب بغضی
عجب آهی
عجب بی مهر و پر کینه؟!
منم اهل همین شهرم
منم اهل همین دنیای امروزم
منم اهل همین باران
همین صبح دلاویزم...
ولی ...
با دلی پر امید
با لبی پر خنده
پی پروانه صبح
پی قمری و زنش می افتم
وای این اردیبهشت ماه دلخواه من است
اطلسی پشت هر چشم بنفشه پنهان
همه جا پر سرسبزی برگ
پر نمناکی ابر
پر لبخند اقاقی سپید
کودک همسایه
فوران صبح است.
- دو عدد نان سنگک
یک قدح شیر و پنیر
زندگی از نظرم
بازهم باران...
باز هم باران...
و فرار هر گوهر آن
از کف برگ درختان است.
باز هم
غرش ابر و رقص بی تاب نسیم
زندگی از نظرم
زیر پایم،
یک چاله آب
پر لبخند من است...
نظر یادتون نره دوستان
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠
مجنون
دید مجنون را یکی صحرانورد
در میان بادیه بنشسته فرد
صفحه ای از خاک و انگشتان قلم
مینویسد نام لیلی دم به دم
چیست این مجنون شیدا کیست این؟
بهرکه نامه نویسی؟ چیست این؟
گفت مشق نام لیلی میکنم
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست من را کام او
عشق بازی میکنم با نام او
نظر یادتون نره دوستان با مرامم
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱٢:۳۳ ب.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠
شکنجه
و آنگاه که زیر شکنجه ی حرفهای سردت بودم
و هر لحظه این سرما
روح گرمم را می افسرد
ایمان داشتم که دوستت دارم ...
ولی لب به سخن نگشودم
و تمام حرفهایت را شنیدم ...
تا آخرین کلمه ...
گمان مکن نگاههای سردت
کوچکترین تردیدی بر من وارد کرد ....
چون من این نگاهها را دوست داشتم ....
این چشمها را دوست داشتم ...
حرفهایت که تمام شد ...
باز هم ایمان داشتم که دوستت دارم
و لکه ی اشکی که از چشمت چکید ....
بر ایمانم افزود ...
دوستت دارم فرشته ی روزهای تنهایی من
به اندازه ی تمام اشکهایی که برایت ریختم ....
نظر یادتون نره
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۱۱:٠٧ ق.ظ روز پنجشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٠
عاشقانه
نمیدانم چرا دو عاشق واقعی به هم نمیرسن ولی اخر به خاطر دوریشان از هم گریه میکنند
................................ ...........................
هرگاه عاشق واقعی عشق شدی از اولین کسی که دلش را شکستی عذر خواهی کن
................................ ...........................
عشق شروع یک زندگی عاشقانه است پس به خاطر کسی که وارد زندگیش شدی سعی کن همیشه عاشق باشی
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۸:٥٢ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
نظر یادتون نره
دانشگاه استنفورد چگونه تاسیس شد؟

خانمی با لباس کتان راه راه و شوهرش با کت و شلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رئیس دانشگاه هاروارد شدند. منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند .
مرد به آرامی گفت: « مایل هستیم رئیس را ببینیم.» منشی با بی حوصلگی گفت: « ایشان تمام روز گرفتارند.» خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد».
منشی ساعت ها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بلاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند. امااین طور نشد. منشی به تنگ آمد و سرانجام تصمیم گرفت مزاحم رئیس شود هرچند که همواره از آن اکراه داشت. وی به رئیس گفت: « شاید اگر چند دقیقه ای آنان را ببینید بروند».
رئیس با اوقات تلخی آهی کشید و سر تکان داد.معلوم بود وقت بودن با آنها را نداشت به علاوه از اینکه با آن ریخت و قیافه کسی دفترش را به هم بریزد خوشش نمی آمد. سرانجام با قیافه ای عبوس و باوقار سلانه سلانه به سوی آن دو رفت. خانم به او گفت:« ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود اما حدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم بنایی به یادبود او در دانشگاه ایجاد کنیم».
رئیس که تحت تاثیر قرار گرفته و یکه خورده بود با غیظ گفت: «خانم محترم ما نمی توانیم برای هر کسی که به هاروارد می آید و میمیرد برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم اینجا مثل قبرستان میشود.»خانم به سرعت توضیح داد: « آه نه ما نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم.» رئیس لباس کتان راه راه و کت و شلوار خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت: « یک ساختمان؟! میدانید هزینه یک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمانهای موجود در هاروارد هفت و نیم میلیون دلار است«.
خانم یک لحظه سکوت کرد. رئیس خشنود بود شاید حالا میتوانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهر کرد و آرام گفت: « آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم؟» شوهرش سر تکان داد. قیافه رئیس دستخوش سر در گمی و حیرت بود. آقا و خانم «لیلاند استنفورد» از جا بلند گشته و راهی پالوآلتو در ایالت کالیفرنیا شدند و در آنجا دانشگاهی ساختند که نام آنها را بر خود دارد:
دانشگاه استنفورد، یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد.
منبع:http://hamedraad27.persianblog.ir
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ۸:٤٤ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
برای مطالعه کل مطلب به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
تاثیرات عجیب رنگها
برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم میکند .
اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خوابآور است .
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٧:٤٦ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
بهنوش بختیاری
برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٧:٤۱ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
الناز شاکردوست
برای مشاهده بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید

نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٧:۱٠ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
مراحل جمع آوری تحقیق
نظر یادتون نره
مراحل چهارگانه جمع آوری تحقیق عبارتند از
1) Ctrl + A
2) Ctrl + C
3) Ctrl + V
4) Ctrl + P
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٦:٥٢ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
شبنم قلی خانی


برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٥:٥٥ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
آنجلینا جولی
برای دیدن کلیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


نوشته شده توسط :
فرشید - ساعت ٥:٠۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٠
عشق شکیباست وسرشار از خوبی
عشق بی طرف است
هرگز حسود نیست
عشق نه پر مدعاست و نه مغرور
هرگز نه خشن می شود نه خودخواه
عشق نه زود خشم است و نه کینه توز
هرگز شاد نیست اگر خطا و اشتباه باشد
اما زیبایی را درحقیقت می یابد
عشق همه را می بخشد
همه را باور دارد
همواره امیدوار و مقاوم است
واین است معنای عشق
دوستان نظر یادتون نره
← مطالب قدیمی تر